در دنیای سریال «شیرزن» (Lioness)، هر بار که تصور میشود تهدیدی مهار شده، سایهای جدید پدیدار میگردد. در این سریال، پیروزی همواره هزینهای دارد و آرامش تنها لحظاتی دوام میآورد.

قسمت ششم این سریال با ضربهای سنگین و پر از اضطراب و تلخی دنیای جاسوسی به پایان رسید و اکنون طرفداران منتظر قسمت هفتم هستند. این قسمت جدید با عنوان «کیس د گرلز» و به نویسندگی تیلور شریدان، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ (۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶) پخش خواهد شد. زمان پخش طبق روال همیشگی سریال، ساعت ۳ بامداد به وقت شرق آمریکا است که حدود ۱۰:۳۰ صبح به وقت تهران میشود و احتمالا با چند ساعت تأخیر برای مخاطبان ایرانی در دسترس قرار میگیرد. هیجان داستان در حال اوجگیری است و همه چیز به نقطه حساسی میرسد.
هشدار اسپویل
انتظار میرود قسمت هفتم از همان نقطهای ادامه یابد که قسمت ششم به اوج تنش رسید. تیزر این قسمت به وضوح نشان میدهد که ماجرا فراتر از یک عملیات روسی است. دیالوگهایی مانند «این عملیات روسها نیست»، «پس کار کیه؟» و «شبمون هنوز تموم نشده» حاکی از آن است که داستان از یک تعقیب ساده به یک رویارویی پیچیده و چندوجهی تبدیل خواهد شد. بر اساس منطق روایی آثار تیلور شریدان، این همان مقطعی است که سریال پس از مرحله جمعآوری سرنخها، دوباره به سمت افزایش تنش پیش میرود؛ تنشی که هم خطر فیزیکی دارد، هم حاوی اطلاعات مهم است و هم بوی یک افشاگری بزرگ را میدهد. با نزدیک شدن به قسمت پایانی، بعید نیست که قسمت هفتم بیش از هر چیز بر روشن شدن ماهیت و دلایل اقدامات نیروی پنهان پشت این بازی تمرکز کند و تیم «شیرزن» را در موقعیتی قرار دهد که انتخابهایشان از همیشه دشوارتر و پرهزینهتر باشد. اگر قسمت ششم بیشتر به باز کردن زخمها میپرداخت، قسمت هفتم میتواند لحظهای باشد که این زخمها به حرکت بعدی تبدیل میشوند؛ حرکتی که نیازمند نجات، جسارت و بیرحمی است.

قسمت ششم؛ ضربهای که هم بوروکراسی را میسوزاند، هم میدان را
قسمت ششم فصل سوم «شیرزن» با عنوان «شکرلند»، یکی از جسورانهترین اپیزودهای این فصل بود که به عمد خود را به دو نیمه متفاوت تقسیم میکند و همین تضاد، هویت اصلی آن را شکل میدهد. در نیمه اول، سریال با خونسردی تمام به خشونت بوروکراتیک میپردازد؛ جایی که جو و تیمش سناتور رایان اولسون را در یک رستوران لوکس تحت فشار قرار میدهند تا یا استعفا دهد، یا با افشای عمومی و پرونده کیفری مواجه شود، یا به شکلی تلخ و هولناک از این بنبست رهایی یابد. جو با لحن سرد و بیرحم همیشگیاش، گزینهای را مطرح میکند که از نظر اخلاقی سنگین و تکاندهنده است و در نهایت، اولسون در یک تصادف مرگبار با کامیون جان خود را از دست میدهد.

این صحنه از آن لحظاتی است که نشان میدهد «شیرزن» تنها یک سریال اکشن و تیراندازی نیست؛ در اینجا قدرت، حتی در اتاقهای شیک و تمیز نیز میتواند به اندازه میدان جنگ بیرحم باشد. پس از آن، پاکسازی دیپلماتیک و بازداشتهای مرتبط با شبکه نفوذ خارجی ادامه مییابد و اولکساندرا بالاکین نیز برای مدتی به ظاهر از صحنه خارج میشود تا به عنوان شاهد تحت حفاظت قرار گیرد. اما درست زمانی که تصور میشود اوضاع تحت کنترل است، سریال با یک جهش زمانی ششماهه همه چیز را بر هم میزند و ما جو را در روز ششم اسارتش، در اتاقی گرم و بسته در حومه هیوستون میبینیم؛ جایی که بیرحمی جدیدی به نام بابات، انگشت کوچک پای او را قطع میکند و خشونت، از سطح سیاسی به سطحی کاملاً جسمانی و دردناک سقوط میکند.
نیمه دوم قسمت، از همان جایی که باید نجات آغاز شود، به تراژدی تبدیل میگردد. تیم واکنش سریع به رهبری کایل، همراه با کوییدجی و گریدی، در تعقیب یک هواپیما و ردگیری خروج جو از یک پایگاه پروازی خصوصی است، اما یک غفلت تاکتیکی، یک بازرسی ناقص و کندی تصمیمها باعث میشود فرصت نجات از دست برود. خلبان بررسی نشده بود و همین خطا، بهای سنگینی دارد. درگیری روی باند، کشته شدن مهاجمان و خودکشی خلبان، همه نشان میدهد که فاصله میان تصمیم اداری و واقعیت میدان چقدر میتواند مرگبار باشد.
این اپیزود در بهترین لحظاتش، دقیقاً روی همین تضاد میایستد: خشونت رسمی در برابر خشونت خیابانی، نظم اداری در برابر هرجومرج عملیاتی، و توجیه اخلاقی در برابر هزینه انسانی. زوئی سالدانا در این قسمت فوقالعاده عمل میکند؛ از خونسردی خشک در اتاقهای رسمی تا فریادهای دردناکِ اسارت، همه را با دقتی نفسگیر اجرا میکند و بار عاطفی داستان را بالا میبرد. از نظر بصری نیز اپیزود بسیار حسابشده است؛ استفاده از سکوت در لحظههای عادی و انفجار صدا در لحظه خشونت، قابهای طولانی و نورپردازی متضاد، حس خفگی و اضطراب را مدام زنده نگه میدارند. البته سریال در این قسمت گاهی به سمت سادهسازی اخلاقی میرود و خشونت را توجیه میکند، اما حتی همین هم از وزن دراماتیک اثر کم نمیکند. «شکرلند» اپیزودی پرتعلیق، قدرتمند و مهم است که هم فشار را بیشتر میکند، هم به خوبی نشان میدهد چرا فصل سوم اینقدر روی هزینههای پنهان حفاظت ملی تأکید کرده است.
«شیرزن» تا اینجا؛ از ضربه اول تا نزدیکی فینال
فصل سوم «شیرزن» تا این لحظه مسیر خود را با الگویی کاملاً آشنا اما همچنان جذاب پیش برده است؛ شروعی پرهیجان، سپس ورود به لایههای پیچیدهتر نفوذ و ضدجاسوسی، و اکنون نزدیک شدن دوباره به اوج. از امتیاز ۹ برای قسمت اول، ۸.۸ تون بلاگ برای قسمت دوم، ۸.۷ برای قسمت سوم، ۸.۲ برای قسمت چهارم، ۸.۴ برای قسمت پنجم و حالا جهش دوباره رضایت مخاطبان در قسمت ششم، کاملاً مشخص است که سریال با وجود افت مقطعی، توانسته توجه تماشاگران را حفظ کند. علت آن افت نیز بیشتر از هر چیز به کاهش حس هیجان و اکشن در مقایسه با قسمت اول برمیگردد؛ همان انتظاری که.