«Frankenstein» گیرمو دل تورو چگونه نسبت به کتاب اصلی متفاوت است؟
از زمانی که «Frankenstein; or, The Modern Prometheus» برای اولین بار در سال ۱۸۱۸ منتشر شد، به یکی از پراقتباسترین داستانها در تاریخ سینما تبدیل شده است. از بوریس کارلوف و مل بروکس گرفته تا جین وایلدر و کنت برانا، صدها فیلمساز و بازیگر تفسیر منحصربهفرد خود را از رمان کوتاه مری شلی ارائه کردهاند. امروز، نسخه جدید از گیرمو دل تورو در نتفلیکس (Netflix) پخش میشود و در ماههای آینده نیز اقتباسی از «The Bride of Frankenstein» به نویسندگی و کارگردانی مگی جیلنهال خواهیم خرید بک لینک دید.
بسیاری از اقتباسها هیولا را – اینطور شناخته میشود؛ فرانکنشتاین نام دکتر است اما قرار نیست دربارهاش بحث کنیم – به عنوان یک زامبی بیفکر و جهنمی که به دنبال تخریب است، به تصویر میکشند. با این حال، این تصویر نمایانگر رمان کوتاه مری شلی نیست؛ هیولای او عمق احساسی دارد و در واقع به دنبال یک همدم است چرا که از سوی جامعه طرد شده است.
رویکرد دل تورو: انسانیسازی هیولا
در اقتباس دل تورو که اکنون در نتفلیکس پخش میشود، کارگردان جوهره رمان کوتاه شلی در سال ۱۸۱۸ را به تصویر میکشد و موجود – که توسط جیکوب الوردی بازی میشود – را انسانی میکند تا اینکه فقط بر او به عنوان شخصیتی از وحشت محض تمرکز کند. با این وجود، علیرغم شباهتها، هنوز تفاوتهای آشکاری وجود دارد که داستان اصلی را تغییر میدهند.

ویکتور فرانکنشتاین متفاوت است
تفاوتهای اصلی داستان با دوران کودکی ویکتور فرانکنشتاین – که در نقش بزرگسال توسط اسکار آیزاک بازی میشود – آغاز میشود. در فیلم دل تورو، پدر فرانکنشتاین یک جراح مشهور است که پسرش را بیرحمانه آموزش میدهد تا جای پای او را بگیرد. فیلم همچنین نشان میدهد که مادر ویکتور هنگام زایمان برادر کوچکترش، ویلیام، درگذشت و این باعث کنجکاوی بیمارگونه او درباره زنده کردن مردگان شد.
این یک داستان پیدایش هالیوودی عالی است که این رویداد تراژیک در دوران کودکی ویکتور منجر به وسواس مادامالعمر او شود، اما در کتاب ۱۸۱۸، ویکتور با افتخار اعلام میکند: «هیچ انسانی نمیتوانست کودکی شادتر از من داشته باشد.»
همچنین، به جای اینکه توسط پدرش درباره آناتومی و علم آموزش ببیند، فرانکنشتاین خودآموز بود. همچنین مرگ مادرش – که در رمان از تب مخملک میمیرد – نبود که کنجکاوی بیمارگونه او را برانگیخت، بلکه شیفتگی خودش به «فلسفه طبیعی» بود، همانطور که آثار کورنلیوس آگریپا، پاراسلسوس و آلبرتوس مگنوس را میخواند. او این را با تحصیلات خود در دانشگاه اینگلشتات گسترش داد و تصمیم گرفت «قدرتهای ناشناخته را کشف کند و عمیقترین اسرار خلقت را برای جهان آشکار کند.»

شخصیتها تغییر کردهاند
یکی از شخصیتهای اصلی اقتباس دل تورو، هارلندر – که توسط کریستف والتز بازی میشود – است که حامی مالی آزمایشهای فرانکنشتاین میشود. این تاجر اسلحه ثروتمند انگیزههای پنهانی دارد چرا که از سیفلیس در حال مرگ است و میخواهد پس از مرگ مغزش را داخل هیولا قرار دهد تا دوباره زنده شود.
گنجاندن هارلندر داستان را به جلو میبرد، اما روایت کتاب را نیز تغییر میدهد، بهویژه در مورد الیزابت لاونزا – که توسط میا گات بازی میشود. در فیلم، الیزابت نامزد ویلیام فرانکنشتاین است و در یک مثلث عشقی بین دو برادر درگیر میشود. با این حال، در رمان اصلی، الیزابت یک یتیم و عموزاده مادری فرانکنشتاین است.
تم انسانهای هیولاوار
تمی که در فیلمهای اخیر دل تورو جریان دارد، ماهیت هیولاوار انسانها بوده است. این در «Frankenstein» ادامه مییابد، چرا که هیولا علیرغم معصومیت کودکانهاش توسط جامعه طرد میشود. در فیلم، موجود احساسات، خواستهها و انگیزههای پیچیده کمتری نسبت به رمان دارد؛ هیولای دل تورو فقط در دفاع از خود حمله میکند یا تصادفی میکشد، بدون آگاهی از قدرت خود. با این حال، در نقاط خاصی از کتاب شلی، او وقتی خالقش او را طرد میکند و از ساختن همدمی برایش خودداری میکند، از خشم فرا گرفته میشود و اعلام میکند: «اگر امتناع کنی، دهان مرگ را با خون دوستان باقیماندهات پر خواهم کرد تا سیر شود.»
به طور مشابه، تفاوتهایی بین قهرمان داستان در رمان و فیلم وجود دارد. در فیلم، سقوط فرانکنشتاین به جنون از شکستهایش به عنوان یک دانشمند سرچشمه میگیرد، نه از اعمالش در نقش خدابازی. در کتاب، او فوراً از اعمالش بیزار میشود و میگوید: «زیبایی رویا ناپدید شد و وحشت و انزجار نفسگیر قلبم را پر کرد.»
چیزهایی که در پرده نمایش داده نشدهاند
در حالی که فیلم دل تورو ساختار و جوهره کلی دو بخش اول رمان کوتاه شلی را حفظ میکند، حذفیاتی وجود دارد که بر داستان تأثیر میگذارد.
فیلم شامل شخصیتهایی مانند ژوستین موریتز – که پس از متهم شدن به قتل ویلیام به مرگ محکوم میشود – و سوفی – که نقش حیاتی در آموزش هیولا دارد – نمیشود.
شاید چشمگیرترین تفاوت با رمان، حذف بخشهای بزرگی از پرده سوم باشد. فیلم با رویارویی هیولا با فرانکنشتاین و درخواست او برای ساختن همدمی برایش پایان مییابد. او امتناع میکند اما به دنبال بخشش است و هیولای داستان به او میدهد. هرچند به ویکتور فرانکنشتاین در رمان کوتاه شلی این شفقت داده نمیشود که پایانی بسیار تاریکتر دارد.
پایانبندی متفاوت
در صفحات کتاب، فرانکنشتاین با اکراه موافقت میکند که برای هیولا همدمی بسازد اگر در عوض، او قول دهد از تمدن بگریزد. پس از شروع پروژه، فرانکنشتاین با واقعیت اعمالش روبهرو میشود و کارش را نابود میکند. هیولا فرانکنشتاین را تهدید میکند و سپس دو نفر را میکشد. فرانکنشتاین قسم میخورد که انتقام بگیرد، اما قبل از آن، بیمار میشود. در حالی که فرانکنشتاین بر بستر مرگ است، هیولا برمیگردد تا «تکمیل طرح شیطانیاش» را به پایان برساند و خالقش را بکشد قبل از اینکه برای پایان دادن به زندگی خود فرار کند.
فیلم «Frankenstein» دل تورو با بازی اسکار آیزاک در نقش ویکتور فرانکنشتاین، جیکوب الوردی در نقش هیولا، میا گات در نقش الیزابت لاونزا و کریستف والتز در نقش هارلندر، اقتباسی است که در عین حفظ جوهره داستان اصلی مری شلی، تفسیر خاص خود را از این داستان کلاسیک ارائه میدهد و بر انسانیتِ هیولا و هیولایی بودن انسانها تأکید میکند.